أحمد بن حامد كرمانى
88
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
يرحمكم اهل السّماء « 1 » و اقدام بر كثرت قتل و جرات بر سرعت فتك « 2 » نتيجهء ضعفست و ثمرهء جبن ، و ضعيفة فاذا اصابت فرصة * قتلت كذلك قدرة الضّعفاء من بنده از حسن اعتقاد و رقت طبع او آن مشاهده كردم كه چون به خدمت بارگاه اعلي پيوستم براور مقرى جمال الدين ابو بكر كه وارث مزامير آل داود است و لهجتى متين و نغمتى حزين دارد با من بود و به خدمت بارگاه اعلى مشرّف شده [ تلاوت ] « 3 » آغاز كرد و آواز بركشيد و آيتى بخواند . « 4 » اثر وجد « 5 » بر حال آن پادشاه ظاهر شد و از مدامع ميمونه قطرات عبرات بر روى مباركش متقاطر و چندبار بر لفظ گهربار رفت كه اى خداى فرج ده . استدلال كردم بر آنكه آن پادشاه رحمتى غالب دارد و رنجى كه از جهت نزول عساكر منصوره برعيّت ميرسد موافق طبع اشرف نمىافتد . و از دلايل لطف طبيعت و مخايل حسن شيمت آن پادشاه عذوبت عذبه و فصاحت لهجه و طيب كلام و سخن با نظام است . لطايف الفاظ جانفزايش با اجزاء روح بياميزد و شواهد ابيات و مصاريع كه در اثناء حكايات درج كند هوش مستمع از راه گوش ببرد ، شرك العقول و نزهة « 6 » ما مثلها * للمطمئن و عقلة المستوفز « 7 » ان طال لم يملل و ان هى او جزت * ود المحدث انّها لم توجز « 8 » طوطى لبش چو در شكر آويزد * وز بحر دلش موج سخن برخيزد چون ابر كه بر روى چمن دُرّ بيزد * از درج لبش لؤلؤ معنى ريزد و امير المؤمنين على « 9 » مىفرمايد : من لانت كلمته وجبت محبّته و من طاب لسانه كثر اخوانه . و من بنده به يك دو مجلس در بارگاه اعظمش زيد علاوه از آن حلاوت بيان و طلاقت زبان چندان آسايش و فايده ديدم كه از آن تعجب كردم ، يكى آن بود كه از بنده مىپرسيد در آن حالت كه عارضهء زخم مبارك رسيده بود « 10 » شايد كه گوشت خورم
--> ( 1 ) - بروايت ديگر : ارحموا من فى الأرض يرحمكم من فى السّماء . ( 2 ) - چ ، م : هتك . ( 3 ) - تصحيح قياسى . بدون « تلاوت » يا لفظى ديگر قريب به همين معنى جمله ناقص است . ( 4 ) - چ : برخواند ( 5 ) - شيفتگى و آشفتگى و در اينجا مراد معنى اخير است . ( 6 ) - ق ، ن : برهة . ( 7 ) - استوفز - بر سرپاى و دروا نشست . ( 8 ) - اين دو بيت از ابن الرومى است ( يتيمة الدهر ثعالبى ج 2 ص 212 ) . ( 9 ) - چ : ( على ) ندارد . ( 10 ) - م : كلمه ( بود ) را ندارد .